-
مقاله اول
شنبه 10 اسفندماه سال 1392 08:01
سال 1264 قمرى، نخستین برنامهى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که...
-
حکایت مدیریت در جامعه ما
جمعه 9 اسفندماه سال 1392 07:54
مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: “ببخشید آقا ؛ من قرار مهمی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟” مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی “۱٨’۲۴ ﹾ ۸۷ و عرض...
-
دانلود حکایت نجار
جمعه 9 اسفندماه سال 1392 07:48
متن حکایت نجار پیری بود که میخواست بازنشسته شود. او به کار فرمایش گفت که میخواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و خانوادهاش لذت ببرد. کارفرما از این که دید کارگرش میخواهد کار را ترک کند ناراحت شد. او از نجار پیر خواست که به عنوان آخرین کار، تنها یک خانه دیگر بسازد. نجار پیر قبول کرد، اما...
-
دانلود حکایت غاز و سار
جمعه 9 اسفندماه سال 1392 07:47
متن حکایت غاز یک معاون داشت، اسمش سار بود. غاز رفت توی فکر که چطور میتواند از دست او خلاص شود. فکر کردن سبب مرگ او شد چرا که عادت به فکر کردن نداشت بلکه این سار بود که عادت داشت برایش فکر کند.
-
دانلود حکایت پینه دوزان امسال جملگی به زیارت کعبه رفتند
جمعه 9 اسفندماه سال 1392 07:45
متن حکایت شاه عباس از وزیر خود پرسید: "امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟" وزیر گفت: "الحمدالله به گونه ای است که تمام پینه دوزان توانستند به زیارت کعبه روند!!" شاه عباس گفت: "نادان اگر اوضاع مالی مردم خوب بود کفاشان می بایست به مکه می رفتند نه پینه دوزان، چونکه مردم نمی توانند کفش بخرند...
-
دانلود حکایت میخ سر راه
جمعه 9 اسفندماه سال 1392 07:42
متن حکایت فردی از روی کنجکاوی با هدف شناخت واکنش دیگران نسبت به مسایل پیرامون، میخی را در چهارچوب درب سازمانی که محل تردد بود کار گذاشت. نفر اول وارد شد و بدون اینکه میخ را ببیند از درب گذشت. نفر دوم که از چهارچوب درب میگذشت میخ را دید ولی بی توجه به آن گذشت. نفر سوم میخ را دید و پیش خود گفت وقتی کارم تمام شد بر می...
-
دانلود حکایت نجات غریق
جمعه 9 اسفندماه سال 1392 07:41
متن حکایت مردی در کنار رودخانهای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را میشنود و متوجه میشود که کسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب میپرد و او را نجات میدهد. اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را میشنود و باز به آب میپرد و دو نفر دیگر را نجات میدهد. اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را...
-
دانلود حکایت دسته کلید پای تیر چراغ برق
جمعه 9 اسفندماه سال 1392 07:40
متن حکایت در یک شب تاریک مردی در پیاده رو خیابانی پای تیر چراغ برق دنبال چیزی میگشت. رهگذری او را دید و پرسید: دنبال چه میگردی؟ مرد گفت: دنبال دسته کلیدم میگردم. رهگذر پرسید: آن را اینجا گم کردی؟ مرد گفت: نه، فکر میکنم چند قدمی عقبتر، از دستم افتاده باشد. رهگذر پرسید: پس چرا اینجا دنبال آن میگردی؟ مرد گفت: چون...
-
حکایت آیا نقطه ضعف می تواند نقطه قوت باشد؟
جمعه 9 اسفندماه سال 1392 07:34
متن حکایت کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد. استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدنسازی...
-
سازمان های جهنمی و بهشتی
پنجشنبه 8 اسفندماه سال 1392 23:54
متن حکایت فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد. خداوند دعای او را مستجاب کرد. در عالم شهود او وارد اتاقی شد که جمعی از مردم در اطراف دیگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه، ناامید و در عذاب بودند. هر کدام قاشقی داشت که به دیگ می رسید، ولی دسته قاشقها بلندتر از بازوی آنها بود به طوری که نمی...